زين الدين محمود واصفى
11
بدايع الوقايع ( فارسى )
يا چينى فلك را تسخير مىنمايد * كاندر خط مدور گرديده است داخل يا خود فتاده سنگى در بحر نيل گردون * آن دايره ازان شد بر روى بحر شاعل گويى شهاب « * » ثاقب تقويم مىنويسد * كز آب زر كشيده از هرطرف جداول « 1 » زد نقطهها ز انجم درپى خطوط بر وى * بر چينى فلك شد رمال را ممائل چون تيره كافر شب از صدق شد مسلمان * صبح از قفاش دارد رخشنده تيغ هايل ديدى بسى عجايب چون بر سپهر اكنون * بر بوستان گذر كن زان هم مباش غافل پرباده كرده گلبن خمهاى سبز غنچه * زان بادههاى گلگون مستان شده عنادل نارنج ازان نهاده نرگس به كف كه سازد * در بزم لاله و گل رنج خمار زايل در بوستان صبا كرد گوگرد از بنفشه * كز لاله برفروزد در بزم گل مشاعل بنمود شمع كافور از غنچه شاخ زنبق * بستان شده منور زان شمع همچو محفل يا در چمن برآورد انگشتهاى سيمين * بهر حساب گلها گوئى شده مقابل
--> ( 1 ) - T ، B 2 : جذاول . ( * ) س 5 : گوى شهاب